قهرمان ميرزا عين السلطنه
356
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
به نظر آنها جلوه كند . الان هفت ساعت از شب يكشنبه گذشته است در اطاق نشستهام . هوا خنك است . امروز باد زياد آمد . يكشنبه سيم رمضان - پنج ساعت به غروب مانده بيدار شدم . بعد از نماز كردن بيرون رفتم . يك ساعت در باغ گردش كردم . بعد سواره خانهء حضرت و الا رفتم تا ساعت چهار آنجا بودم . على محمد خان آمد خيلى صحبت شد . پياده منزل آمدم . هوا تاريك بود . . . « * » ساعت شش حمام رفتم . جهت تولوى خان كاغذى نوشتم . هوا خنكتر از ديشب شده است . . . « * » رمضان بهار را حرام كرد . هيچ سال مثل سال گذشته بهارى در طهران ديده نشده بود ، امسال هم تعريفى ندارد . بهار خوب همدان است . باغ امين السلطان دوشنبه چهارم - چهار به غروب مانده بيدار شدم . بعد از خواندن نماز بيرون رفتم . قدرى در باغ گردش كردم . سواره خانهء حضرت و الا رفتم . ساعتى بازار رفتم . قدرى سواره گردش رفتم . ايلخانى بين راه رسيد ، به اتفاق باغ جناب امين السلطان رفتيم . خيلى باغ مصفائى است . فوارهء خوبى در وسط درياچه دارد . گلكارى زياد . دو باغ است . يكى سى هزار ذرع ، ديگرى بزرگتر است . امسال ساخته شده است . آن كوچكتر سه چهار سال است بنا شده . از آنجا خانهء ايلخانى رفتم . افطار را آنجا كرده به خانهء شاهزاده آمدم . تا صبح آنجا بودم . مسجد سپهسالار رقيب بازار سهشنبه پنجم - پنج به غروب مانده بيدار شدم . ديشب دستخط حضرت و الا رسيد . خبر تازهاى نبود ، جز اينكه سفير بلژيك به همدان مىرود محض سياحت . دستخطى آقاى نايب السلطنه كرده بودند كه عجله در رفتن نكن . كاغذ همدان را نوشتم . بازار رفتم . مسجد سپهسالار بازار را از رونق انداخته . اميرزاده محمد ميرزا ، تاج الدين ميرزا بودند . از آنجا منزل آمدم . شب على محمد خان آمد . ساعت سه خانه آقا رفتم كه مرخصى حاصل كنم . موقع نشد به خانهء دائى جانم رفتم . الان پنج از شب رفته است منزل هستم . هوا صاف و ماهتاب است . انشاء الله همين چند روزه خواهم رفت . عكس گرفتن پنجشنبه 7 رمضان - سه ساعت به غروب مانده به اتفاق على اكبر خان پسر ميرزا اسحق خان سوار شده به مسجد سپهسالار رفتيم . يك ساعت و نيم دير بود . جمعيت پراكنده شده بود . باد زيادى آمد . گرد و خاك داشت . تماشا جهت گذشتن وقت نداشت . از آنجا بازار رفتم . نه قطعه عكس از عكسهاى زنهاى مشهور و معروف جديد گرفتم . عكس زن زياد داشت . اغلب بد بود . از آنجا به منزل آمدم . ديشب بعد از توپ
--> ( * ) نقطهچين در اصل است .